سلام داستان من از يه رابطه فاميلي شروع ميشه من و دختر عمو هام با هم رابطه خيلي خوبي داريم يكي از دختر عموهاي من 4 ساله ازدواج كرده با يه بسر خيلي خيلي خوشكل و بولدار اسمش سامياره ما يه سفر رفتيم المان همكي بعد اون سفر اومد دم دانشكاه من كفت عسل تو مثل خواهر مني حتي نزديكتر خيليا بشت سرت حرف ميزنن و اين حرفا من نميخوام با هاشون رابطه ىداشته باشي اينم بكم من با ساميار از قبل خيلي صميمي بوديم عينه يه خواهر برادر واقعي من يه دختر شديدا شيطوني هستم كه تو همه فاميل همه از من روحيه مي كرفتن خلاصه بعد اون سفر ساميار اومد بيشمو كفت ديكه نذار كسي بفهمه من بهت اس ميدم فاميل حسودن اونا نازنينم حساس ميكنن كفتم نه من نميتونم اما كفت صلاح اينه\ نازنين همسر سامياره\خلاصه منم جون حرصم كرفته بوى كه جرا بابد حسودي كنن قبول كردم الان 2 سال از اون جريان ميكلذره من و سام يواشكي اس ميداديم اوايل سختكيري ميكردم ميكفتم نيا دنبالم اما بعد جذبش شدم اما به روش نميووردم اون به من محبت ميكرد منم وابسته شدم تو اين مدت قهر و دعوا و اشتي همش بوده اما جيزي كه از من مونده يه روحيه شديدا خرابه همش تو مهمونيا جلومه اكه بخوامم نميتونم ازش جدا شم اؤ اينكه اين اتفاق افتاده به خدا ناراحتم اما نميدونم جي كار كنم تروخدا كمكم كنين ساميار33 سالشه و زنش 31 ساميار همه جي تمومه اما مال من نيست من نميخوام واسه زندكيش مشكلي بيش بياد كمكم كنين بهم نكين تمموم كن كه تكراريه _________________ دلت به دوريه من چه جوري عادت كرد.؟؟
چه زود دل سنگت به دوري عادت كرد!!
اگه نگیم تموم نکن چی بگیم؟ بگیم باهاش باش تا کم کم همه بفهمن اونوقت همه فامیل بخاطر کارت سرزنشت کنن؟ آخه دختر یه ذره واقع بین باش. فدات بشم نمیخوام نصیحت کنم ولی یه ذره فکر کنی خودت میفهمی گلم _________________ هوا گرفته بود و باران ميباريد........ کودکي آهسته گفت: خدايا گريه نکن آدما درست ميشن
با سلام
رابطه را هر چه سريع تر قطع كنيد.
باور كنيد به جز ضرر هيچ چيز در پي اين روابط نامتعهدانه آن هم با يك مرد زن دار و از آن بد تر فاميل! نيست. لذت هاي زودگذر را بر عاقبت بد و هولناك ترجيح ندهيد. _________________ غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
تاریخ: یکشنبه 11 مهر 1389 - 20:45 عنوان: تصميم بگير
سلام tifani غزيز
باشه نمي گم تمومش كن گوش كن وخودت تصميم بگير
از فراز ابديت ناظران عرش /فرشتگن وملائك تلاش ومبارزه تو را نظاره مي كنند پس قوي باش.
تودر تلاش وپيكارت تنها نيستي كه در حضور فوجي عظيم به مبارزه اي شريف بر خاسته اي!
از اشتباهات درس بياموزيم
ما اشتباه نمي كنيم صرفا مي امو زيم.(ويلسون شف)
__________________________________________
دوست نداري زندگي اش بهم بزني
پس باانصافي!
چنانچه هسته بايد نخست در دل خاك بشكافد تاراز دلش در افتاب عريان شود.
شما نيز بايد رنج (شكافتن) راتجربه كنيد تا به (شكفتن) در رسيد.(جبران خليل جبران)
______________________________________________
نه زندگي ان قدر زيباست
ونه مرگ ان قدر زشت
كه انسان بخاطرش شرافتش رابفروشد.
______________________________________
وسيع باش وتنها
سر به زير وسخت.
tifani, عزیز
تو یک لحظه خودتو بزار جای نازنین.دوست داری کسی که بهش اعتماد کردی و گذاشتی با شوهرت روابط خواهر و برادری و سالم داشته باشه،بهت خیانت کنه؟
ما ادما برای اینکه بتونیم بقیه رو درک کنیم باید فقط خودمون رو بزاریم جای اونا.با تمام احساسات و علایق و تعصباتمون.
گل نار اون مال تو نیست.اینو خودتم میدونی.تا حالا فکر کردی تا کی میخوای به این رابطه ی پنهانی ادامه بدی؟
تا حالا به این فکر کردی اگه خدایی نکرده کسی بفهمه،تو توی فامیل خیلی ابروت میره؟
سامیار ادمیه که به جای اینکه کمبود های خانومش رو کمک کنه تا حل شه،به خیانت پناه اورده.
تو با این تعریف هایی که کردی،بهتر از اون گیرت میاد.چرا خودت رو کوچیک میکنی؟
اینم بدون خورشید پشت ابر نمیمونه.
خودت الان با جدا شدن از اون از ابروت دفاع کن.تو قراره یک عمر توی فامیل سپری کنی.اگه با سامیار باشی و کسی بفهمه،تا اخر عمر یا بهت مثل جانی ها نگاه میکنن و یا باهات قطع رابطه میکنن.اگه به سامیار هم برسی یک روز هم با تو همین کاری رو که با نازنین کرد میکنه.
اگه کسی نفهمه(که مطمئنم اگه ادامه بدی میفهمن)،یک روزی ازدواج کنی،قانون کارما میاد سراغت.
قانون کارما میگه هر کاری بکنی،به خودت بر میگرده.پس از این کارت دست بردار تا محبوبیت و صمیمیتت با فامیل از بین نره.
تو به بهتر از سامی میرسی.اینو مطمئن باش..... :wink:
سلام عزیزم همینکه فهمیدی و نمیخوای ادامه بدی و دنبال یه راهی برای قطع رابطه هستی یعنی ...بیست....ببین اولین گام از این به بعد اس ام اس خواهر برادری بفرست ... سخنان زیبای بزرگان رو بفرست ..تا حد المقدور عاشقانه نفرست...فلسفی باشه ...معنوی باشه ..وخلاصه اگه حرفی هم بود با خطاب برادر ..یا داداشی..حرفتو بزن بگو اینجور راحتری...یواش یواش...هردو تون عادت میکنید..والبته درست میشه ..موفق باشی...گلم
سلام
برای به آتش کشیدن زندگی خود و دیگران باید به شما دلداری داد؟
به خودت رحم کن!
این هوس محض نابودت می کند!
اگر در مقابل این کشش سست نمی توانی خود را کنترل کنی برای جذبه های بیشتر پس چگونه رفتار خواهی کرد؟
بیندیش که بهترین مشاور عقلت می باشد از آن پیروی کن!
بازم سلام من عسلم فقط از شيريني اسمم باقي مونده اول از همه ى دوستام تشكر ميكنم ازتون ممنونم اما جرا هيجكس خودشو جاي من نميزاره جرا؟من انقدر وابسته ساميارم كه وقتي يك روز ازش بي خبرم تا يك هفته مريضم واقعا مريضم بعضي وقتا كه ماشين نميوورد من ميرفتم دنبالش وقتي ميرفت ساعتها سرمو ميذاشتم رو جاي خاليشو كريه ميكردم من خيلي ضعيفم خيلي ساميار هميشه ميكه ابروي تو ابروي منه نميذارم ابروت بره ساميار تاحالا مثله يه برادر باهام رفتار كرده باهاش تنها بودم اما فقط كنارم نشسته فقط حاميه من بوده به خدا همش ميكم سام بيا علني اس بديم ميكه نه نازينو علكي حساس ميكنن به خدا دارم از بين ميرم من يه دختر با انرزي بودم الان تو فاميل همه ميكن عسل جرا ساكتي جت شده ؟ساميارم به من جشم غره ميره من اكه با سامي تموم كنم همش جلوي جشممه خونمون ميره مياد هفته ديكه قراره خانوادكي بريم شمال خودمو كشتم نريم مامانم ميكه حرفشم نزن واي حالا ساميارم هست من واقعا بدبختم هميشه ميكم من دارم تاوان كدوم كارمو بس ميدم زندكيم جهنم شده من واقعا به كمكتون نياز دارم من از هيج لحاط جه طاهري جه اجتماعي كم ندارم موقعيت برام زياده اما همشو رد ميكنم ساميار از همه لحاط عاليه عالي اما مال من نيست من دارم نابود ميشم از درس دانشكاه موسيقي افتادم _________________ دلت به دوريه من چه جوري عادت كرد.؟؟
چه زود دل سنگت به دوري عادت كرد!!
سلام عسل جان
شک ندارم که هنوزم همون عسلی و هیچ فرقی نکردی
میدونی مشکلت چیه؟
من تازه از عشقم جدا شدم
زندگی بدون اون برام بی معنی بود
هر لحظه که فکر میکردم ممکنه حتی یک روز فقط یک روز (24 ساعت) رابطه ای باهاش نداشته باشم دیوونه میشدم
وقتی میگفت میخواد بره ماموریت و مثلا 2 روز نمیتونه تماس بگیره تمام اون شبو گریه میکردم
شرایط ازدواجم برامون فراهم بود ، هرچند که منطقا تناسبی با هم نداشتیم
روزای اول که شک کردم و فکر کردم باید بیخیالش بشم روزی هزار بار دنیا رو سرم خراب میشد ؛ تا تقی به توقی میخورد گریه میکردم؛ من اصلا دختر گریه ایی نیستم ، شاید مامانمم به ندرت اشکامو دیدیه باشه؛ اما اون موقع شب و روزم شده بود اینکه یه جای خلوت گیر بیارم و یه آهنگ گوش بدم و شرشر اشک بریزم
خیلی روزای سختی بود
اما گذشت
فقط باید تصمیم بگیری
خیلی جدی دارم میپرسم ،فکراتو بکن و جواب بده؛ هر جوابی هم بدی برای من یکی قابل قبوله و میپذیرم
1) بنظرت ممکنه تو با نازی هوو بشی و با هم سه تایی زندگی کنید؟
2)ممکنه و راضی هستی که نازی از سامی جدا بشه و تو باهاش ازدواج کنی؟ با خودت تعارف نداشته باش، اون چیزی که دوس داری رو بگو تا بچه ها بتونن تو اون زمینه کمکت کنن
3)تو با سامی بمونی؛ ولی ازدواج نکنید و سامی زندگیشو با نازی ادامه بده
4) نمیگم چون دوس نداری بشنوی
5)اگه راه دیگه ای هست حتما بگو
انتخاب کن
مطمئن باش هرکدومو انتخاب کنی راهکار خوشکل داریم برات _________________ افسوس...
چه دیر میفهمیم خوشبختی همان لحظاتی بود که زود سپری شدنش را آرزو میکردیم.
عزيزم من با تمام وجود تورا درك مي كنم چون شرايط تورا دارم من عاشق مردي به نام رسولم كسي كه با تمام وجود مي پرستمش آن زن داره ومن به چشم يك بردار به آن نگاه مي كردم تا اينكه يك روز فهميدم ديوانه وار ميپرستمش حتي بعضي مواقع آرزو ميكردم اتفاقي براي همسرش بيفتدتامن با آن ازدواج كنم درروز با بهانه هاي مختلف بهش تماس مي گرفتم روزي بيش از ده بار باهم صحبت مي كردم .اما از زماني كه همسرش باردار شد تمام توجهاتش نسبت به من كم شد بخدا له شدم دوماهه منتظر تماسشم منتظر نگاهشم ديگر ازمن فرار ميكند وفقط با رفتارش تحقيرم مي كند توراخدا قبل ازاينكه او ازتوجدا بشه بخواهد تحقيرت كند ازاوجدا شو قبل ازاينكه مثل من يه بازنده بشي قبل ازاينكه مثل من هروز منتظر نگاهش باشي،قبل ازاينكه تحقيرت كند تورا خدا تابازنده نشدي سعي كن جدا شي بخدا سخت اون توراترك كن سخته تحقيرت كن شايد بگي اون با بقيه متفاوت وبا تو اين كارنمي كنه منم همين طور فكرمي كردم اما حالا اوشاد خوشحال ومن دختري با اون همه انرژي گوشه گير وافسرده شدم فقط به خدا پناه بردم تورخدا جدا شو :(
عسل جان هر آن چیزی که بچه ها گفتن کاملا درسته.
یه چیزی به ت بگم.او نچیزی که تو داری میگی نمیشه بهش گفت عشق(البته نظر منه).این یه جور وابستگیه.یعنی انقدر با طرفت ارتباط داشتی که به بودنش عادت کردی.
ببخش اگه از حرفام ناراحت میشی ولی حقیقت همیشه تلخه.خودتو بذار جای نازنین،چه حسی بهت دست میده؟؟؟
تو با این کارت از اعتماد نازنین یه جور سو استفاده میکنی.
پس گلم سعی کن ارتباطت با سامیار را کم کنی(منظورم ارتباطی که فقط شما دو نفر هستید،تنها).
سعی کن سر خودتو انقدر گرم کنی که وقت فکر کردن نداشته باشی.اولش خیلی سخته ولی بعدا عادت میکنی.
این مثال معروفو شنیدی که میگن از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
ببخش اگه حرفام ناراحتت کردن.
برات آرزوی موفقیت میکنم واز خدا میخوام که راه درستو بهت نشون بده.
بازم سلام از همتون بي نهايت تشكر ميكنم شبره ي عزيز من اكه خودمم سركرم كنم بازم نميشه سام خونمون مياد و ميره حتي تو اتاقمم مياد منو ديوونه ميكنه ميره به خدا بد شرايطيه بد دوست عزيزم متاسفم بابت رسول خوشحالم كه دركم ميكني اما اين سامه كه مياد سمتم هزار بار بغلم كرده و ازم خواسته بكم دوسش دارم اما هميشه كفتم نه نه نه جون خيانته سامي خودشو ميكشه كه من قربون صدقش برم اما من توجه نميكنم ميكه تو خيلي مغروري اما من هزار بار تو دلم قربون صدقش ميرم فقط تو دلم am btعزيز بابت از دست رفتن عشقت واقعا متاسفم اون لايقه تو نبوده درجواب سوال 1ميكم خير جون سام اهل اين حرفا نيست 2راضيم هووش باشم اما به قران راضي به جدايي نيستم3 اره ىوست دارم با سامي بمونم حتي اكه بهترين موقعيتامو از دست بزم4 من هميشه با حقيقت مشكل دارم5 به خدا راه حلي ندارم سام تو زندكي نازي كم نميذاره اكه ميذاشت تقصير منه من دارم همه جيمو از دست ميدم خواهش ميكنم كمكم كنين من 21 سالمه اما مثله 70 ساله ها شدم كاشكي فقط 1 مين خودتونو جاي من ميذاشتين من با وجود بودنش نميتونم ولش كنم از طرفيم عذاب وجدان داره خفم ميكنه سام خيلي مهربونه خيلي
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه : 1, 2, 3 ... 143, 144, 145بعدی
صفحه 1 از 145
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم