تاریخ: شنبه 23 بهمن 1389 - 20:53 عنوان: سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) م
فردا 9 ربیع الاول است.سالروز آغاز امات امام زمان(عج).
این روز را به همه شما تبریک می گم.
ازتون می خوام که یه صلوات برای تعجیل در ظهور آقا بفرستین. _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
آجرک الله مولا.خدا صبرت بده آقا.تا کی باید جمعه ها در انتظارت باشیم؟تا کی باید غروب جمعه غمگین ترین باشیم؟دلمون گرفت از دوریت مولا جان.مولا جان تا کی بعد از نماز صبح دعای عهد بخونیم؟
مولا ظرف صبرمون داره لبریز می شه.مولا جان جوانی ما دیگه داره به آخرش می رسه.مولا جان تا کی انتظار؟؟؟ _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی/چه اشکها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن/خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
تمام هفته را همی به انتظار جمعه ام/دوباره صبح ، ظهر، نه غروب شد نیامدی _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
تمام گشته قرارم خدا کند که بیایی
کسی به جز تو ندارم خدا کند که بیایی
خزان عمر من آمد بسر نیامده هجرت
گل همیشه بهارم خدا کند که بیایی
چه میشود گل زهرا به صبح آدینه
ببینمت به کنارم خدا کند که بیایی
اگر چه غرق گناهم تو مهربانی کن
گلی به پای تو خارم خدا کند که بیایی
زبس که جمعه شمردم به انتظارتوای ماه
برون شده زشمارم خدا کند که بیایی _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
اگر دعای من امشب به آسمان برسد/گمان كنم كه خدا هم به دادمان برسد
رمق نمانده به جسمم, خدای من مددی!/مگر ز تو به تن مردهام توان برسد
غمم ز دوری یار است، یار گمشدهام/چه میشود خبر از یار بی نشان برسد؟
چه میشود كه بیاید سوار مشرقیام/و بر پیاده ی خسته، توان و جان برسد؟
پر از لطافت گل میشود نسیم چمن/اگر به فصل خزان یار مهربان برسد
گلاب و عطر بپاشید در مسیر ظهور/گمان كنم كه هر آن لحظه میهمان برسد!
همیشه منتظرم دركنار جاده عشق/كه پیك خوش خبر از سمت جمكران برسد
تمام ذهن مرا پر نموده این پرسش/چه میكنیم اگر وقت امتحان برسد؟
خدا كند كه در این روز, روسپید شویم/چو كارنامه به آن مصلح جهان برسد
یقین بدان كه اثر میكند دعای فرج/و از عنایت آن صاحبالزمان برسد
شروع دفتر باور به نام او زیباست/اگر كه ختم غزل هم به پای آن برسد _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
مژده باد اي عاشقان آن يار ما مي آيد آخر
مقتدا و رهبر و سالار ما مي آيد آخر
بي قراران رخش قدري دگر آرام گيريد
مايه ي آرامش و دلدار ما مي آيد آخر
گرچه اين دوران ما را سايه ظلمت گرفته
روشني بخش سراي تار ما مي آيد آخر
اين جهان ما شده ويرانه از ظلم ستمگر
بهر آبادانيش معمار ما مي آيد آخر
اي گروه منتظر با تزكيه آماده گرديد
راحتِ روح و تن تبدار ما مي آيد آخر
منصب فرمانروايان جهاني هيچ و پوچ است
چون امير و سيد و سردار ما مي آيد آخر
اين كوير خشك ما چون باغ جنت مي شود
باغبان گلشن و گلزار ما مي آيد آخر
اي همه چشم انتظاران اين شب تمام است
از افق آن ياور بيدار ما مي آيد آخر
گرچه شب تاريك و طولاني است اما
عاشقان با سحر خورشيد شام تار ما مي آيد آخر
هر چه ما نالايقيم انوار اما
آن امام مهربان است و زپي ديدار ما مي آيد آخر _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
اكنون كه شوري ديگر است اين جان بيمقدار را
در جام مي،بينم همي عكس رخ دلداررا
مطرب چو چنگي ميزند چنگم به زلف يار و من
از بوي زلفش ميكنم درمان دلبيمار را
از هجر رويش گشته غم اندر دلم بسيار ليك
امشب به بوسي كم كنم من اينغم بسيار را
آيد اگر امشب دمي آن دلبر ابرو كمان
كوته كنم از ديدنش اين بيت واين گفتار را
كندم لباس زهد را كامشب مرا نايد به كار
ساقي بده پيمانه اي مطرببزن آن تار را
مارا اگر حالي بود از ناز چشم او بود
ورنه ز ما كي بشنوي اين شورو اين گفتار را
در صفحه شطرنج دل جولان مده اي عندليب
مات رخ مستش شوي بيني اگر دلدار را
عندلیب _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري
من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟ _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
تو ای عشق و تمام وجودم
تو بود و نبودم
فدای رخ تو همه عالم
بیا بنگر بر دل غمدیده
که لیلی ندیده
زغم چه کشیده به این عالم
یک دم بنگر حال زار مرا
بیقرار مرا
ای تمام امیدم تو صبح سپیدم
ز نرگس چشمت ببین چه کشیدم
یا ابا صالح مددی
یا ابا صالح مددی
مرا راهی کن سوی میخانه
بده پیمانه به این دیوانه
تو ای ساقی
تو میدانی زعشق تو چه خمارم
پیاله ندارم که دار و ندارم
تویی ساقی
بنگر مرغ لب بسته منم
دل شکسته منم
تا سحر بیدارم
سر به زانو دارم
ازتو دارم ای گل
هر چه که دارم
یا ابا صالح مددی
یا ابا صالح مددی _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
سئوالی ساده دارم از حضورت .... من آیا زنده ام وقــــت ظهورت
اگر که آمـــــدی من رفته بودم .... اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جـــــان بگیرم ..... بیایـــــم در رکاب تو بمیــــــرم _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
دنیا به دور شهر تو دیوار بسته است
هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است
کی عید می رسد که تکانی دهم به خویش
هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است
شب ها به دور شمع کسی چرخ می خورد
پروانه ای که دل به دل یار بسته است
از تو همیشه حرف زدن کار مشکلی ست
در می زنیم وخانه ی گفتار بسته است
باید به دست شعر نمی دادم عشق را
حتی زبان ساده ی اشعار بسته است
وقتی غروب جمعه رسد بی تو آفتاب
انگار بر گلوی خودش دار بسته است
می ترسم آخرش تو نیایی و پر کنند
در شهر : عاشقی زجهان بار بسته است _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
دیریست که ما منتظر روی تو هستیم
ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم
دیریست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است
پلک دلم امشب به نبودت پر درد است
این فصل کبود از غم هجران تو سرد است
ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت
این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت
دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم
وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم
ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی
فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی
دیریست که در جمعه همه مست غروییم
از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
خوب است نمی آیی
سخت است ولی مولا خوب است نمی آیی
دلتنگ توام، اما خوب است نمی آیی
یک کوفه جفا و غم ، یک شام پر از محنت
آیی تو ، شوی تنها، خوب است نمی آیی
یک جمعه فقط ندبه ، یک هفته فراموشی
بود تو شود رویا، خوب است نمی آیی
یک نیمه شعبان را در ذکر تو می مانیم
فرداش روی از یاد، خوب است نمی آیی
لاف غم عشق تو ، ذکر همه مردم
بنگر به دل آنها ، خوب است نمی آیی
با این همه درد و غم میسوزی و میسازی
ای منتقم زهرا(س) خوب است نمی آیی _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
از انتظار خسته ام و يا دلم گرفته است؟/تو مدتي است رفته اي , بيا دلم گرفته است
نگاه سرد پنجره به کوچه خيره مانده بود/گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است
گذشتم از هزاره ها در امتداد دوري ات/به ذهن من نمي رسد کجا دلم گرفته است
به چشم خود نديده ام شکوه چهره ي تو را/شبي بيا به خواب من , بيا دلم گرفته است _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
وعده کردی که بیایی غم دل با تو بگویم/زنگ و گرد دل خسته به شراب تو بشویم
شب و روزم به سر آمد به امید گل رویت/اسف است راحت جانم ،گل روی تو نبویم
تو حدیث دل و عشقی به سراپرده غیبت/سوز سینه نگذارد غم هجر تو نگویم
تو عزیز دل صدها گل پاکیزه صفاتی/من سرگشته توانم غم دل با تو بگویم؟ _________________ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند .ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم ، گفتند دروغ است.دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours میباشند رفتن به صفحه 1, 2, 3بعدی
صفحه 1 از 3
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید
بخش مشاوره زیر نظر آقا قاسمی کبریا به پاسخ سوالات شما میپردازد.
مطالبي كه دكتر قاسمي كبريا مي فرمايند با نام ايشان (kebria) منتشر مي شود و بقيه مطالب ارسال شده فقط
به عنوان همكاري در يك موضوع توسط كاربران ديگر ارسال شده و هيچ مسئوليتي متوجه موسسه قلم صنع نيست. قوانين مهم