| مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی |
| نویسنده |
پیام |
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: سهشنبه 23 فروردین 1390 - 23:40 عنوان: (ارتباط جنسی و عذاب وجدان و ازدواج ) آقای دکتر و دوستان سرگذ |
|
|
با سلام . لطفا کامل بخونید و اگه جای من بودید چه می کردید ؟
آقای دکتر به کمکتون نیاز دارم .
من پسری 23 ساله هستم 3 سال پیش در اینترنت با دختری که 3 سال از من بزرگتره در استانی دیگر سکونت دارن آشنا شدم .( آشنایی و ارتباط ما بر مبنا بیان مسائل جنسی بود ) . بعد از گذشت 4 ماه تماس تلفنی در اولین دیدار و به درخواست خود دختر دستشو گرفتم که همین امر باعث شد که در همون اولین دیدار ارتباط جنسی داشته باشیم به هم دیگه که بعد تماس جنسی هر دو به شدت از این کار پشیمون شدیم . ( من قبل از این خانم با دختری دیگه ارتباط داشتم که در اون ارتباط هم به درخواست خود دختر باهاش تماس جنسی در حد معاشقه داشتم که این موضوع رو از این خانم مخفی کرده ام ) . ( این خانم هم به گفته خودش قبل از من دو ارتباط دوستی یکی با پسری از شهر خودشون به صورت حضوری و دیدار از نزدیک که به خاطر اینکه طرف شرب خمر می کرده بهم میزنه و ارتباط دیگه با پسری در شهر دیگه به صورت اینترنتی و تماس تلفنی داشته که همزمان با آشنا شدن با من بهم میزنه ) . خلاصه بعد از ارتباط اولمون هردومون از این کار به شدت پشیمان شدیم بعد از گذشت 3 ماه از ارتباط اولمون من به این خانم بیس از پیش علاقه مند شدم اینم بگم که ایشون از همون روز های اول آشناییمون به شدت به من علاقه نشون می داد و واقعا هم می شد دوست داشتنو از تمام رفتارش و کار هاش دید . بهش پیش نهاد ازدواج دادم البته چون اون موقع شرایط ازدواج نداشتم و دانشجو بودم با هام یه قول و قرار هایی گذاشتیم و همچی از نظر هردومون حتمی بود فقط مشکل در میان گذاشتن موضوع با خانواده ها بود که یه برنامه ریزی واسش کرده بودیم . من مشغول کار شدم در کنار درسم و هر دو ماهی می رفتم می دیدمش و به خاطر علاقه شدید و نیاز هامون با هم صیغه خوندیم و با هم تماس جنسی داشتیم این خانم به گفته خودش تا قبل از من با هیچ پسری تماس جنسی نداشته ولی هر دومون در زمانی که کنار هم بودیم به شدت به تماس جنسی علاقه نشون می دادیم که از طرف ایشون این رغبت بیشتر بود . بعد گذشت 11 ماه از آشناییمون ایشون مشغول کار شدند که من مخالف بودم ولی به خاطر علاقش منم قبول کردم شاغل شدنشو در آخرین دیدارمون مجبور شدیم خانواده هارو در جریان علاقه نسبت به هم قرار بدیم که با مخالفتهای مواجه شدیم ولی خانواده ها همو دیدند من دانشجو بودم درسمو رها کردم به خدمت سربازی رفتم در این بین چند دفعه همو دیدیم ولی تغییراتی ایجاد شده بود دیگه این خانم مثل گذشته به مسائل جنسی رغبت نشون نمی داد که بعد خودش گفت از بیان مسائل جنسی و انجام در حال حاضر خوشش نمی یاد و از کار های گذشته به شدت پشیمون هست . ( ایشون به کارش خیلی علاقه داشت خوبم پیشرفت می کرد تمام وقتش شده بود کارش توجهش به من کم شده بود به خاطر درسش مدتی کارو رها کرد و دیگه نمی خواست کار کنه که به درخواست مدیر محل کارش دوباره برگشت سر کار اما بعد گذشت چند روز با گریه با من تماس گرفت گفت استعفا داده و از ادمای اونجا بدش میاد در صورتی که تا روز قبلش از اونجا تعریف می کرد بعدها دلیل استعفا شو گفت که مدیر اونجا بهش نظر بدی داشته که من با شنیدنه این موضوع خیلی بهم ریختم ) ( ما بهم حلقه داده بودیم البته فقط بین خودمون دوتا بود که ایشون به خاطر حضورش سر کار دیگه حلقشو دستش نکرد و دلیلشم این بود که دوست نداره دورو وریاش فکر کنن ازدواج کرده به خصوص همکاراش و مدیر محل کارش ) . من مشغول خدمت بودم همه چی خوب پیش می رفت در آخرین دیدارمون درسش تمون شده بود کارشناسی گرفته بود گفت می ترسه منو از دست بده خواستگار واسش امده بود که همه چیش از من آمتده تر و سرتر بود ازش جواب می خواستن حالا نزدیک 2 سال از آشناییمون می گذشت که خانوادش به من جواب رد دادند خیلی مخالفت کردم نمی تونستم کنار بیام سعی کردم نظرشو عوض کنم که بدتر شد بهتر نشد حالا دیگه خیلی ازش دور شده بودم در حین خدمت یه جای دور و فقط امیدم به خدا بود تا اینکه بعد از چند ماه با خبر شدم با اینکه این خانم محلت خواسته بوده بیشتر با خواستگارش آشنا بشه و بعد گذشته چند وقت بهش جواب رد داده بوده . دوباره باهاش تماس گرفتم دل هردومون تنگ شده بود ولی مسیرمون کاملا عوض شده بود اخلاق و رفتارش کاملا عوض شده بوداز مسائل جنشی حتی بیانش دیگه خوشش نمیومد از گذشته جنسی مون بشدت پشیمون بود منم همین طور . بهم گفت که علاقش نسبت به من کم شده به خاطر اتفاق ها و فاصله ای که بینمون افتاده و از رفتارشم می شد فهمید که علاقش به من کم شده حتی شاید اصلا دیگه علاقه ای به من نداره . بعد 3 سال دوباره همو دیدیم من وضعیتم فرق کرده الان شاغلم تازه خدمتم تموم شده می خوام درسمو ادامه بدم . یه مدت خیلی کم باهاش تماس داشتم علاقه ام بهش کم شده بود دیدمش دوباره خاطراتم یادم امد چند دفعه می خواستم کلا همه چیو تموم کنم نتونستم بیشتریم موضوعی که نگذاشت همه چیو تموم کنم ارتباط جنسی گذشتمون بود من قول ازدواج داده بودم ونمی تونستم به این راحتی با این موضوع کنار بیام حتی به خودشم گفتم و به همین خاطر از اینکه باهاش ارتباط جنسی داشتم خیلی خیلی پشیمونم .
این سرگذشت و تجربه منه بار ها به این خانم شک کردم که نکنه به غیر از من تجربه جنسی دیگه بعد از من داشته باشه آخه اون اوایل نیاز جنسیش و شدتش واسه من ترسناک بود منو می ترسوند و اینکه یه دفعه این همه نیاز فرو کش کرد . رابطمون طوری بود که هر وقت خواستگار داشت با من سرد می شد ولی بعدش بهتر می شد که دیگه یه جورایی هر وقت می دیدم رابطش رو به سردی می ره شک می کردم حتما کسه دیگه وجود داره آلانم تماسمون خیلی کم شده ( اینو هم به گم این خانم در خانه داری آشپزی خیاطی کارهای هنری و ... واقعا بی نظیره از نظر دینی به واجبات دینیش عمل میکنه که از این نظر مثل همیم البته میشه گفت ازمن هم شاید بهتر انجام بده از نظر خانوادگی متدین تحصیل کرده و با فرهنگ و کاملا اجتماعی از نظر مالی باهم چندان تفاوتی نداریم اونا از ما کمو بیش بهتر هستن خلاصه میشه گفت کف هم هستیم )
راستی یه اتفاق که خیلی نظر منو نسبت به این خانمعوض کرد موضوع یک اس ام اس بود که خیلی اتفاقی ار طرف این خانم به من د اده شد که متنش این بود : ( میگن واسه کسی بمیر که واست تب کنه .... تو اصلا به من اهمیت نمی دی اصلا واست مهم نیستم ...... ) این اس ام اس نشون می داد که فرستنده این اس ام اس به کسی علاقه داره ولی طرف بهش بی اعتناست ولی سوال اینجا بود چرا به من رابطه ما بر عکس شده بود من می خواستمش ولی اون به من بی اعتنا شده بود خلاصه سری بهم زنگ زد گفت اس ام اس اشتباهی داده می خواسته واسه یکی از دوستاش بده و به خاطر همین موضوع بحثمون شد آخه مشخص بود این اس ام اس بین دو تا دختر ردو بدل نشده این موضوع به شکم دامن زد بهش گفتم ولی گفت که دوستش با نامزدش مشکل پیدا کرده و ایشون این اس ام اس رو به دوستش داده که واسه نامزدش بفرسته . منم دیگه چیزی نگفتم .
من باید تصمیم بگیرم توی این تصمیم گیری کمکم کنید از گذشته سخت پشیمونم تنها چیزهایی که منو هنوز پای بند این رابطه کرده عذاب وجدان ارتباط جنسیم با این خانم و البته رفتار بسیار خوب با مهر و محبت و با گذشت ایشو تا قبل از شاغل شدنش که همو 1 سال اول آشناییمون بود.
حالا چی کار کنم بمونم یا برم ؟
من اشتباه زیاد داشتم ولی حالا چی کار کنم ؟
مجبور شدم مفصل بنویسم حتی نکات خیلی ریز .
شما جای من باشید در این شرایط چه می کنید . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
|
| |
| تشکرها از این تاپیک |
| asheghe-delshekaste(شنبه 10 اردیبهشت 1390 - 11:46), kamran_812 از این تاپیک تشکر میکنم |
zomorrod
فعال


عضو شده در: 22 فروردین 1390
پست: 693
تشکر: 213 تشکر شده 150 بار در 114 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 00:08 عنوان: |
|
|
kamran_812, به نظر من اولا که بهتره توبه کنید ودیگه به این نوع روابط فکرنکنید.چون اگر توبه واقعی که اولین لازمش پشیمونی وثبات قدم در توبه هست برسید انشاا...که خدا میبخشدتون.
زندگی که با شک شروع بشه آخرش چی میخواد بشه؟البته شما خودت هم که قبلا رابطه جزیی داشتید.ولی اگر به ایشون شک دارید دیگه دنبالش رو نگیرید.ایشون چطور واجبات رو رعایت میکنندواونوقت تو مسایل به این مهمی بیتفاوت؟چرا تومحل کار دلشون نمیخواست که حلقه دستشون کنند؟
ضمنا اون صیغه ای که خوندید باطله.بدون اذن پدر ایشون صیغه خوندید؟ایشون اگر قبلا ازدواج نکرده باشند بدون اجازه پدر چه صیغه ای خوندین؟صیغه یعنی عقد موقت به هرحال اگر دختر دوشیزه باشه باید پدر اجازه بده . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 00:18 عنوان: |
|
|
با سلام ممنون از جوابت .
در مورد ازدواج موقت یه سری شرایط هست که یه جورایی می شه گفت واسه دور زدن دینه البته دست من یا هر کسی نیست بالاخره کار مجتهد که هستن مجتهدینی که گفتن زمانی که دختر عاقله رشیده باشه و نیاز به ازدواج داشته باشه و پدرش برای اجازه گرفتن حضور نداشته باشه می تونه بدون اجازه پدر ازدواج موقت کن. فعلا نمی خوام راجب ازدواج موقت صحبت کنم حالا کاری هست که شده درست یا غلط در حال حاضر چه کنم .
در مورد حلقه آخه باعث می شده که موقعیت ازدواج از دست بده یعنی وقتی حلقشو می دیدند فکر می کردند ازدواج کرده و دیگه نمیخواسته که همکاراش همچین فکری بکنن به خصوص مدیرش . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
kebria
مشاور سايت


عضو شده در: 31 شهریور 1386
پست: 6737
تشکر: 862 تشکر شده 1285 بار در 815 پست
محل سکونت: قلم صنع 
: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 00:29 عنوان: |
|
|
سلام
این همه ذهنیت منفی قبل از ازدواج خطر ساز است!
تحقیق و امتحان کنید آگاهانه و عاقلانه تصمیم بگیرید! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 00:32 عنوان: |
|
|
|
kebria نوشته است:
|
سلام
این همه ذهنیت منفی قبل از ازدواج خطر ساز است!
تحقیق و امتحان کنید آگاهانه و عاقلانه تصمیم بگیرید!
|
سلام ممنونم دکتر که جواب دادین فقط یه سوال چه طورری امتحان کنم با تحقیق مشکلی نیست و لی امتحان چه طوری چه جور امتحانی و اینکه واسه تحقیق برم محل کار قبلیش ؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
zomorrod
فعال


عضو شده در: 22 فروردین 1390
پست: 693
تشکر: 213 تشکر شده 150 بار در 114 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 00:55 عنوان: |
|
|
kamran_812, مگه به شما علاقه نداشت؟دیگه چرا دنبال موقعیت جدید؟ضمنا اون عاقل ورشید واین حرفا رو من نفهمیدم ازکجا افتاد سر زبونا .حالا کاری ندریم به ایناش ولی واقعا باید ببینید با این همه مساله میتونید کنار بیاید؟اگرمیتونید بیخود خودتونو گول نزنید.ببینید علاقه شما برچه پایه ای استواره؟یه کم منطقی باشیدبرای ازدواج باید عاقلانه تصمیم بگیرید.حرف یه عمر زندگیه.
حرف جناب دکتر هم که متینه.میتونید باسیاست تحقیق کنید وبه اطمینان برسید.اول تحقیق کنید حالا تا به امتحان برسید شاید خیلی چیزا دستتونو بگیره.اگر بازم شک داشتید برای امتحان دوباره مشورت بگیرید که بیگدار به اب نزده باشید. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 01:06 عنوان: |
|
|
|
zomorrod نوشته است:
|
kamran_812, مگه به شما علاقه نداشت؟دیگه چرا دنبال موقعیت جدید؟ضمنا اون عاقل ورشید واین حرفا رو من نفهمیدم ازکجا افتاد سر زبونا .حالا کاری ندریم به ایناش ولی واقعا باید ببینید با این همه مساله میتونید کنار بیاید؟اگرمیتونید بیخود خودتونو گول نزنید.ببینید علاقه شما برچه پایه ای استواره؟یه کم منطقی باشیدبرای ازدواج باید عاقلانه تصمیم بگیرید.حرف یه عمر زندگیه.
حرف جناب دکتر هم که متینه.میتونید باسیاست تحقیق کنید وبه اطمینان برسید.اول تحقیق کنید حالا تا به امتحان برسید شاید خیلی چیزا دستتونو بگیره.اگر بازم شک داشتید برای امتحان دوباره مشورت بگیرید که بیگدار به اب نزده باشید.
|
یه سوال پس من مجبورم در ابتدا به عنوان خواسگار قدم پیش بزارم بعد برم تحقیق کنم درسه ؟ |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
zomorrod
فعال


عضو شده در: 22 فروردین 1390
پست: 693
تشکر: 213 تشکر شده 150 بار در 114 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 01:33 عنوان: |
|
|
| kamran_812, نخیر دیگه لقمه رو نپیچونید!همین الانم باسیاست وحساب شده دورادور برید تحقیق کنید دیگه .از پدر مادر خودش که نمیخواید تحقیق کنید.البته اگر فقط مسایل وروابط جنسی براتون مهم باشه اصلا شاید کسی چیزی ندونه.ولی اگردوستی ورفتارهای ظاهری اون براتون مهم باشه ومیخواید ببینید که رفتارش با همکارا وپسرا ومردای دیگه چه طوره خوب تحقیق وامتحان جواب میده.ضمنا برای ازدواج اگر خواستید با کس دیگه ای اشنا شید این روشهای بی اخروعاقبت روکنار بذارید وبا یه تصمیم درست ومنطقی برید جلو!موفق باشید |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 02:10 عنوان: |
|
|
| zomorrod, آخه اگه به طور پنهانی تحقیق کنم فکر نمی کنی خانوادش ناراحت بشن و بد از بدتر بشه ممنون از راهماییت . فقط اگه میشه نظرت در مورد شخصیت ها هم بگو هم اون خانم هم من ممنون می شم . |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
paieze67
فعال


عضو شده در: 10 فروردین 1390
پست: 844
تشکر: 3 تشکر شده 36 بار در 34 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 08:25 عنوان: |
|
|
kamran_812, اولش میخواستم یه چیزای دیگه بنویسم ,
البته دیگه کاری ندارم چون خود شماهم به حریم هاتون پای بند نبودین , پس میتونید یکی مثل این خانم و
برای زندگیتون قبول کنید
ولی ببخشین این حرف و میزنم فقطم به خاطر اینکه شما از کارتون این همه پشیمون هستین که
نخواستین زیر حرفتون بزنید ,
درمورد دختر خانم , شما چطوری تونستین به یه دختری که میاداولین جلسه خودش یه پیشنهادی میده
این همه اعتماد کنید , یکی به این راحتی میاد از رابطه حرف میزنه , فکر میکنید میتونه یه دختر راست و درست باشه !!!!!!!!
نمیدونم , بله دلیل سرد شدنم براتون مشخص شده اینم ازخداتون داشته باشین که به خاطر
پشیمون بودنتون یه اس ام اس اشتباهی به شما بدن ,
بهشون حرفاتون و بزنید ببیند اگه شما بگین دیگه میخواین همه چی تموم بشه چه عکس العملی نشون میدن
البته قبلش امتحانش کنید , تا این که با کسیم هستن بهتون ثابت بشه
ولی به نظرمن دختر راست و درستی نیستن . ببخشین این حرف ومیزنم
درضمنش منطق حرف ایشون و رد میکنه اینکه تویه محیط کاری باشن که مثلا مدیرش نظر بدی داشته باشه
داشتن حلقه فکرکنم کمکشم میکرد ولی ایشون نخواستن حلقشون دستشون باشه این یعنی چی خودتون بهتر میدونید.............
ولی شماهم به حریم هاتون پای بند نبودین , توبه کنید خدا کمکتون کنه
با اینکه من پسربودم یه دختری ومیخواستم انتخاب کنم همه جور امتحان میکردم , البته
هرکسی با فرهنگ خودش میردنبال یکی مثل خودش !. اگه حتی به دست دادن تمایل نشون میداد عمرا من باهاش ازدواج میکردم .
پاییزه
باسپاس |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|
|
| |
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 10:28 عنوان: |
|
|
ممنون از پاییزه عزیز
هرکس توی زندگیش اشتباه داره اینم سرگذشتی از زندگی پر اشتباه منه .
هدف من از گفتن سرگذشتم اینه که دوستان هم با دونستن سرگذشتم و گذاشتن خودشون جای من چه تفکر راجع این خانم می کنند و چه تصمیمی می گیرند تا ببینم تفکرات خودم نسبت به این خانم و تصمیمیاتم تا چه قدر درسته آیا بقیه هم مثل من فکر می کنند بازم از پاییزه عزیز ممنونم فقط من سعی کردم سرگذشتمو کامل بگم تا دوستان راهکار بدن حالا که حرف از امتحانه چه امتحانی و چه جوری ؟ راستی تا به حال چند دفعه گفتم می خوام تموم کنم که راحت قبول کرده رابطه قطع بشه حتی یه دفعه واقعا تموم کردم با یک اس ام اس ولی یه شرایطی پیش امد دوباره باهاش تماس گرفتم که خیلی از کاری که کرده بودم ناراحت بود فقط یه دفعه از تموم کردن ناراحت شده بود .
در مورد اینکه چه طور دختری رو که همون دفعه اول پیشنهاد گرفتن دستشو بهم داد و به ..... منتهی شد پیشنهاد ازدواج دادم واسم دو حالت پیش امد یکی اینکه عذاب وجدان داشتم و یکی گذاشتم به حساب علاقه مضاعفی که به من داشت و حالا چرا من در رابطه های بعدی از رابطه اولمون درس نگرفتم و دوباره تماس ایجاد کردمو بزارید به حساب اینکه من پسرم و بر خلاف پسر های دیگه هر چه سنم بیشتر میشه نیاز جنسیم هم بیشتر میشه و بر خلاف پسر های دیگه که میگن نیاز جنسیشونو راحت آقا راحت کنترل می کنن نتونستم کنترل کنم اینم راجع خودم بگم من به کسی علاقه نداشته باشم حتی نگاه هم نمی کنم در ضمن رابطه با این خانم و حتی قبل از این خانم موقعیت تماس جنسی زیاد داشتم نمی خواستم این حرفو بزنم ولی به خاطر لطف خدا و اگه این حرفمو تعریف از خود نزارید من چهره و اندام خوبی دارم و جذاب جلوه می کنم و به همین خاطر در معرز خطر های زیاد قرار گرفتم ولی خیلی تونستم خودمو کنترل کنم و از هر مدل دختری سر راهم قرار گرفته دین دار و با عرض معزرت از خانم های محترم دختر بد کاره هم سر راهم قرار گرفته ولی من در برابر دو نفر پام لغزید که هر دوشون علاقه داشتم و هیچ وقت توی هیچ رابطه ای پیش قدم نبودم همیشه طرف مقابلم پا پیش گذاشته من از خانواده ای به شدت مذهبی هستم ولی بر خلاف بقیه من راهمو اشتباه انتخاب کردم و تا همین الانم دارم تاوان پس می دم ولی همه انسانیم و انسان هم جایزو الخطاست .
از دوستانی که میان توی این پست و نظراتشونو می گن ممنونم از دوستانیم هم که فقط می خونند هم ممنوننم امید وارم که ایم پست و سر گذشت من واسه خیلی ها درس عبرت باشه . ولی دیگه نمی خوام اشتباه کنم واسه همین نیاز به نظراتتون دارم با تشکر |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 10:41 عنوان: |
|
|
یه حرفی یادم رفت بزنم بعد از اینکه خانواده این خانم به من جواب رد دادند و بعد گذشت چند ماهی دوباره باهاش تماس گرفتم ایشون بارها به من گفتن که دوست ندارن تا حتمی شدن ازدواج با من تماس داشته باشن چون خونوادش از این ارتباط منعش کردن و اینکه دوست نداره دوباره به من وابشته بشه چون دفعه قبل که به مرز جدایی کشید بد جوری دچار آسیب های روحی شده اینو هم دوباره بگم هر دوی ما توی خونواده هی کاملا مذهبی بزرگ شدیم حتی این خانم با اینکه چادر سر نمی کنه حجابش کامله و اهل آرایش هم نیست مگه خیلی کم .
سوال کنید تا چواب بدم و بهم راهکار بگید . ممنونم |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
zomorrod
فعال


عضو شده در: 22 فروردین 1390
پست: 693
تشکر: 213 تشکر شده 150 بار در 114 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 11:00 عنوان: |
|
|
| اگر میگید کارتون اشتباه بوده.این نشان از ناراحتی شماست.شما اگر عذاب وجدان دارید بابت اون رابطه باید بدونید که جبران یه اشتباه رو بایه اشتباه دیگه نمیکنند.شما به نظر من درمقابل اون دختر نباید عذاب وجدان داشته باشید.ایشون خودش خواسته.شما الان در مقابل خدا مسوول هستین.الان به این مساله فکر کنید که دارید برای بچه هاتون مادر انتخاب میکنید.ببینید ایشون مادر خوبی هست؟شما باید نیاز جنسیتون رو با ازدواج برطرف میکردین نه با یه رابطه نادرست.شما میگید خانواده مذهبی دارید .با نوع شناختی که از خودتون وخانوادتون دارید چه اینده ای از ازدواج با ایشون پیش بینی میکنید؟امیدوارم ناراحت نشید ولی یه دختربه راحتی بایه پسر دست نمیده.واگر یه دختر به کسی دل ببنده به راحتی پیشنهاد جدایی رو نمیپذیره.حداقل یه کم گریه زاری توش هست.اینجور که میگید ایشون راحت پذیرفته. |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
kamran_812
تازه وارد


عضو شده در: 24 فروردین 1390
پست: 75
تشکر: 7 تشکر شده 19 بار در 18 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 12:21 عنوان: |
|
|
از zomorrod عزیز خیلی ممنونم که نظراتشو میگه .
این خانم بعد اینکه جدا شدیم از هم و دوباره ارتباط پیدا کردیم به من گفت از مسائل جنسی بدش میاد و از گذشتش با من پشیمونه آخه دوست نداشته دست خورده بشه نمی خواسته تا قبل ازدواج کسی بهش دست بزنه و گفتم پس چرا خود خواستی گفت علاقه شدید به من و احساساتش باعث شده که همچین گذشته ای با من داشته باشه . منم چون همین موضوع علاقه شدید بهش باعث شد باهاش رابطه داشته باشم حرفشو قبول کردم . این خانمم دفعه اولی که از هم جدا شدیم واسش آسون نبود بعد ها بهم گفت که از چند ماه جلو تر خونوادش گفته بودن رابطشو با من قطع کنه و به من جواب منفی بده ولی ایشون 6 ماه بوده که نتونسته به من بگه و فقط سعی می کرده رابطشو کم کنه تا یواش یواش به نبوده من عادت کنه و قتی هم من به خدمت اعزام شدم رابطمون به تماس هفته ای یکدفعه رسیده بود بعضی اوقات حتی بیشتر که بعد از پایان دوره آموزشیم در خدمت که برگشتم ایشو جواب رد بهم داد . _________________ دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی/ بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای دوست سری به خانه ی ما نزدی |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
zomorrod
فعال


عضو شده در: 22 فروردین 1390
پست: 693
تشکر: 213 تشکر شده 150 بار در 114 پست

: 0 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: چهارشنبه 24 فروردین 1390 - 13:12 عنوان: |
|
|
| kamran_812, اولا که خانواده ایشون نمیفهمن که ناراحت بشن.بعدشم دیگه به نظرم شما وابسته هستین به ایشون.منتظر نظرات دوستان باشید.این که گفتن از مسایل جنسی بدشون میاد ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه.من بیشتر ازاین جرات نمیکنم چیزی بگم .من که نه درست ایشونو میشناسم ونه شما رو بذارید اقایون هم نظر بدن.ولی گمونم تعریف شماازمذهبی یه کم متفاوته.منتظر باشید! |
|
|
بازگشت به بالای صفحه |
|
|