طلاق برای آزادی یا تلاش برای زندگی؟

موسسه فرهنگي آموزشي قلم صنع -> مشاوره ازدواج

نویسنده: hannane پستتاریخ: سه‌شنبه 17 فروردین 1395 - 05:38    عنوان:  طلاق برای آزادی یا تلاش برای زندگی؟

سلام
حدود 2 سال و نیم از عقد و 1سال و نیم از ازدواجم میگذره;همون اویل عقد متوجه شدم که همسرم با خانمی که قبلا دوست داشته و اصفهان ساکنه ارتباط پیامی و تلفنی خیلی صمیمانه ای داره به طوری که وقتی پیامشو دیدم تا مدت ها حالم بد بود اما با زبون بازی و خواهش و التماس منو نگه داشت .زمان گذشت و گذشت تا اینکه 3.4ماه بعد عروسی دیدم دوباره بهش پیام داده و با لحن خیلی عاشقانه تولدشو تبریک گفته و حتی بهش گفته بود منتظره برگرده اما بهش چیزی از این موضوع نگفتم و ریختم تو خودم و فقط غیر مستقیم بهش میفهموندم حالمو . دیگه تقریبا بعد اون چیزی راجع به این خانم ندیدم....
و تا الان 2یا 3بار بهم گفته که "هیچوقت فکرشو نمیکردم بعد اون زن بتونم کسی رو تا این اندازه و زیاد دوست داشته باشم به طوری که اگه نباشی نمیتونم زندگی کنم و ذره ذره خودتو تو دلم جاکردی و شدی جزئی از وجودم"حالا این قضیه بماند...
توی همون 6ماه اول زندگی متوجه شدم که با دختر دایی مطلقه اش که 2سال از من بزرگتره و خیلی به قول خودش زیباست ارتباط تلفنی و پیامکی داره واقعا عذاب میکشم همونطوری خطابش میکرد که منو خطاب میکنه (زندگی.خانمم....بوس)دیگه حالم ازش بهم میخورد بازم با زبون بازی نگهم داشت و بعد گذشت یکسال و زندگی خوبی که داشتیم همه چیو فراموش کردم بهتره بگم خودمو زدم کوچه ی علی چپ حالا بازم با یکی از دختر های بازی کلش خیلی چت میکنه تو تلگرام و شوخیای زننده میکنه با همه خانما اول جلوی چشم من ولی بعد اینکه اعتراض کردم گفت دیگه جلف بازیو میزاره کنار اما نخیر قایمکی داره کار خودشو میکنه باز .ناگفته نمونه قبل ازدواج بهم گفته بود و هنوزم میگه که دختر و پسر براش فرقی نداره و به یه دختر به چشم پسر نگاه میکنه با همه راحته منم قبول کردم ولی آخه تا این حد؟؟!!!
دیگه به جز طلاق به هیچ راهی نمیتونم فکر کنم تو این یکی دوسال خیلی افسرده و عصبی شدم
ازتون خواهش میکنم اگه به جز طلاق راهی برای آدم شدن این مرد هست بفرمایید

نویسنده: kebriaمحل سکونت: قلم صنع پستتاریخ: سه‌شنبه 17 فروردین 1395 - 15:35    عنوان:  

سلام
شما بفکر جذب و شیدا سازی همسر خصّوصا با ارتباط کلامی باشید


این مطلب آخرین بار توسط kebria در چهار‌شنبه 18 فروردین 1395 - 02:52 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

نویسنده: gomgashte2015 پستتاریخ: سه‌شنبه 17 فروردین 1395 - 18:35    عنوان:  

hannane, سلام خواهر خوبم

بهتر بود در دوران عقد همسرتون رو بهتر میشناختید و کارهای مشکوکش رو به دیده ی مثبت نگاه نمیکردید...همسر شما یا دچار اختلال شخصیته یا تربیت خانوادگیش و مکان نشو و نماش بستر این رفتار رو براش فراهم کرده...ظاهرا" کار زیادی از دست شما برنمیاد ولی اینو بدونید که شوهر شما گرفتار رابطه ی نامشروع شده نه عمل منافی عفت و جای بخشش و چشم پوشی وجود داره..باهاش صحبت کنید و با جدیت با او اتمام حجت کنید و تهدید به جدا شدن و آبرو ریزی به شرط تکرار رفتارش....از نوشته هاتون مشخصه که شوهرتون هنوز دوستتون داره (البته اگه ابراز محبتش برای سرپوش گذاشتن روی کاراش نباشه)!...شما بهتره اونو پیش یه روانشناس ببرید چون بعضی مشکلات در بچگی , باعث رفتارهای نابهنجار جنسی در بزرگسالی میشه و با روانکاوی خیلی بهبود پیدا میکنه..طلاق رو بذارید برای وقتی که دیگه راهی براتون نبود...ولی توصیه میکنم که تا بهبود وضع همسرتون بچه دار نشید..

نویسنده: hannane پستتاریخ: سه‌شنبه 17 فروردین 1395 - 23:55    عنوان:  

[quote="kebria"]سلام
شما بفکر جذب و شیدا سازی همسر خصّصا با ارتباط کلامی باشید[/quote]
سلام چطوری میتونم تو این مورد مهارت کسب کنم؟

نویسنده: hannane پستتاریخ: سه‌شنبه 17 فروردین 1395 - 23:57    عنوان:  

[quote="gomgashte2015"][b]hannane[/b], سلام خواهر خوبم

بهتر بود در دوران عقد همسرتون رو بهتر میشناختید و کارهای مشکوکش رو به دیده ی مثبت نگاه نمیکردید...همسر شما یا دچار اختلال شخصیته یا تربیت خانوادگیش و مکان نشو و نماش بستر این رفتار رو براش فراهم کرده...ظاهرا" کار زیادی از دست شما برنمیاد ولی اینو بدونید که شوهر شما گرفتار رابطه ی نامشروع شده نه عمل منافی عفت و جای بخشش و چشم پوشی وجود داره..باهاش صحبت کنید و با جدیت با او اتمام حجت کنید و تهدید به جدا شدن و آبرو ریزی به شرط تکرار رفتارش....از نوشته هاتون مشخصه که شوهرتون هنوز دوستتون داره (البته اگه ابراز محبتش برای سرپوش گذاشتن روی کاراش نباشه)!...شما بهتره اونو پیش یه روانشناس ببرید چون بعضی مشکلات در بچگی , باعث رفتارهای نابهنجار جنسی در بزرگسالی میشه و با روانکاوی خیلی بهبود پیدا میکنه..طلاق رو بذارید برای وقتی که دیگه راهی براتون نبود...ولی توصیه میکنم که تا بهبود وضع همسرتون بچه دار نشید..[/quote]
سلام به شما بزرگوار
خیلی ممنون اما متاسفانهدچند وقته اصرار داره برای بچه دار شدن

نویسنده: jasem20 پستتاریخ: پنج‌شنبه 19 فروردین 1395 - 20:10    عنوان:  

hannane, خوب دیگه میخاد با بچه سرگرمت کنه تا به کارای خودش برسه چون میدونه احتمال طلاق گرفتنت با بچه کمتر میشه

نویسنده: hannane پستتاریخ: چهار‌شنبه 19 خرداد 1395 - 14:05    عنوان:  

kebria نوشته است:
سلام
شما بفکر جذب و شیدا سازی همسر خصّوصا با ارتباط کلامی باشید


سلام دوباره.
من هرکاری میکنم هرچقدرم خوبم بهش میرسم باز بالاخره میبینم یه جوری به کاراش ادامه میده و همچنان با خانم های دیگه حتی متاهل شوخی های جنسی و زشت میکنه واقعا دارم اذیت میشم احساس میکنم ذاتش خرابه و مریضه درست بشو نیست با من خیلی خوبه خیلی عاشقانست رفتارش اما بی تربیتی (خانوادتن بی ادبن و خواهر و برادر مثل نقل و نبات شوخی های نامربوط میکنن )و این خیانت رو نمیتونم تحمل کنم راهنماییم کنید چیکار کنم ؟مهریمو بزارم اجرا؟یا اول دادخواست طلاق بدم یا بی هوا بزارم و برم
خواهش میکنم کمکم کنید

نویسنده: shakebapoorمحل سکونت: اصفهان پستتاریخ: چهار‌شنبه 19 خرداد 1395 - 17:06    عنوان:  

hannane, سلام
شما با هم اختلاف فرهنگی بیشتر دارید.خانواده او بقول شما بی ادب و بدون رعایت حدود در شوخی حتی شوخی های جنسی هستند که خب این بیانگر باز بودن روابط اجتماعی ایشون داره و شما خب در این محیطها نبودین و نمی پسندید البته اکثرا مثل شما هستند. این منشأ بسیاری از اختلافات شماست.
بله همسر شما واقعا ممکنه پسر و دختر براش فرقی نداشته باشه و ممکنه بعضا از حد و حدود خودش پا را فراتر بذاره ولی آنچه مهم و حائز اهمیته اینه که دوستت داره و همواره تو را به عنوان همسر خودش می خواد ولی از طرفیم نمیتونه از زیاده رویهایی که بعضا بدون قصد جایگزینی تو میکنه دست برداره.گرچه این حال و هوا مخصوص دوره جوانی افراد هست و بمرور خوب میشه ولی تهدید شدید و مشاوره رفتن میتونه همسرت را نسبت به آسیبی که به روان تو میزنه آگاه کنه.
تو ممکنه دچار افسردگی و ناامیدی از همسرت شده باشی که این میتونه درمان بشه.
تو ممکنه با مشاوره حساسیتت نسبت به این رفتارهای ناپسند شوهرت کم بشه. یقینا اگر شما دونفر بتنهایی میتونستید مشکل را حل کنید تا حالا حل شده بود. شما دونفر نیاز به کمک تخصصی دارید.
به نظر من برای طلاق اصلا عجله نکن و سعیت در جهت درست شدن زندگیت باشه.
البته اگر دوستت نداشت قضیه فرق می کرد!
ضمنا در تصمیم گیریت حتما وضعیت یک زن مطلقه را در جامعه و خانواده مورد ارزیابی دقیق قرار بده!

نویسنده: hannane پستتاریخ: پنج‌شنبه 20 خرداد 1395 - 02:58    عنوان:  

shakebapoor نوشته است:
hannane, سلام
شما با هم اختلاف فرهنگی بیشتر دارید.خانواده او بقول شما بی ادب و بدون رعایت حدود در شوخی حتی شوخی های جنسی هستند که خب این بیانگر باز بودن روابط اجتماعی ایشون داره و شما خب در این محیطها نبودین و نمی پسندید البته اکثرا مثل شما هستند. این منشأ بسیاری از اختلافات شماست.
بله همسر شما واقعا ممکنه پسر و دختر براش فرقی نداشته باشه و ممکنه بعضا از حد و حدود خودش پا را فراتر بذاره ولی آنچه مهم و حائز اهمیته اینه که دوستت داره و همواره تو را به عنوان همسر خودش می خواد ولی از طرفیم نمیتونه از زیاده رویهایی که بعضا بدون قصد جایگزینی تو میکنه دست برداره.گرچه این حال و هوا مخصوص دوره جوانی افراد هست و بمرور خوب میشه ولی تهدید شدید و مشاوره رفتن میتونه همسرت را نسبت به آسیبی که به روان تو میزنه آگاه کنه.
تو ممکنه دچار افسردگی و ناامیدی از همسرت شده باشی که این میتونه درمان بشه.
تو ممکنه با مشاوره حساسیتت نسبت به این رفتارهای ناپسند شوهرت کم بشه. یقینا اگر شما دونفر بتنهایی میتونستید مشکل را حل کنید تا حالا حل شده بود. شما دونفر نیاز به کمک تخصصی دارید.
به نظر من برای طلاق اصلا عجله نکن و سعیت در جهت درست شدن زندگیت باشه.
البته اگر دوستت نداشت قضیه فرق می کرد!
ضمنا در تصمیم گیریت حتما وضعیت یک زن مطلقه را در جامعه و خانواده مورد ارزیابی دقیق قرار بده!

خیلی خیلی ممنونم از راهنمایی خوبتون خودم فکر میکنم یکی از دلایلش اینه که ته تغاریه و 5تا خواهر بزرگتر از خودش داره .
دوس دارم ولش کنم و برم خونه ی پدرم و درخواست طلاق بدم تا حالش جا بیاد اما نمیتونم دوس ندارم پدر و مادرم از این اخلاقش باخبر بشن با خودم میگم اگه همه چی درست شد دیگه دیدگاه خانوادم نسبت بهش درست نمیشه ولی به جز این راه دیگه ای به ذهنم نمیرسه .راستش ته دلم دوس ندارم طلاق بگیرم خیلی خیلی از طلاق میترسم تصورشم برام مشکله اما از طرفیم تحمل این شرایط هم برام مشکله فقط دارم خودمو گول میزنم که شتر دیدی ندیدی.هم اینکه دوسش دارم اما فک میکنم تا تهدید جدی نشه به خودش نمیاد

نویسنده: ali008 پستتاریخ: شنبه 22 خرداد 1395 - 16:39    عنوان:  

چیز مهمی نیس

نویسنده: hannane پستتاریخ: شنبه 22 خرداد 1395 - 18:02    عنوان:  

ali008 نوشته است:
چیز مهمی نیس

Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes

نویسنده: ali008 پستتاریخ: شنبه 22 خرداد 1395 - 22:03    عنوان:  

یعنی به خاطر تفاوت فرهنگی که دارین چیزایی که برا اوشون زیاد مهم نیس برا شما زیادی بولد میشه!

نویسنده: hannane پستتاریخ: یکشنبه 23 خرداد 1395 - 03:31    عنوان:  

ali008 نوشته است:
یعنی به خاطر تفاوت فرهنگی که دارین چیزایی که برا اوشون زیاد مهم نیس برا شما زیادی بولد میشه!

هضم اینکه با زنای دیگه خیلی خیلی خیلی راحت و با بعضیا رومانتیک و با بعضیا بی ادبی صحبت میکنه برام سخته تو کتم نمیره
الکی خودمو اسیر کردم Crying or Very sad

نویسنده: ali008 پستتاریخ: یکشنبه 23 خرداد 1395 - 06:50    عنوان:  

hannane, خیلیا اگر جای شوما بودن هیچ مشکلی نداشتن خوششونم میومد شاید



موسسه فرهنگي آموزشي قلم صنع -> مشاوره ازدواج

تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند

صفحه 1 از 1